تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
روز نوشت های یک بچه مثبت تنها


سلام
من تقریبا 2ساله که گواهی نامه گرفتم ،فردای تولد 18سالگیم ثبت نام کردم اما تقریبا 3-4ماه بعد کلاسامو رفتم حالا چرا چون که یه مسافرت خورد بهمون و قرار شد با زن داییم با هم بریم گواهی نامه بگیریم .
خوب من هر روز با موتور میرفتم دنبال زن داییم و میرفتیم کلاس و بر میگشتیم . توی امتحانا من همه رو با اولین امتحان قبول شدم اما زن داییم یکی از کتبی هارو یه بار رد شد و عملی رو که خدامیدونه چندبار رد شد اونم که قبول شد خودش خودشو لو داد که داداشش کارش رو کرده تا قبول بشه (بیشتر از یکسال بعد من گرفت) اما بعد از سری اول به همه گفته بود قبول شده حتی خانواده خودش اما خانواده ما همه میدونستن ،توی عروسی خالم بود که یهو منو کشید کنار و رفتیم جایی که کسی نباشه و بهم گفت من به همه گفتم قبول شدم
و یه وقت سه نکنی و....
من امتحان کتبی اولو با 26لب مرز قبول شدم ولی کتب بعدی با 29بالا ترین نمره رو اوردم .
من از اول راهنمایی نشستم پشت فرمون (قدم بلند بود) و صاحب تجربه فراوان بودم با انواع ماشین رانندگی کرده بود حتی توی جاده بگذریم روز آزمون عملی بود که دونفر امتحان می گرفتن که گفتن یکی خیلی سخت گیره ولی اون یکی با بچه ها راه میاد و اذیت نمی کنه شانس ما افتاد با اون سخته حالا گروه چندوم گروه اول یعنی من جز 3نفر اول امتحان اون روز بودم ،اون دوتا هرکدوم 5-7بار امتحان داده بودن که با کلی التماس قبولشون کرد و من نفر آخر نشستم پشت فرمون و رفتیم (سعی کردم خودمو مبتدی نشون بدم ) دور یه فرمون ،دو فرمون،دنده عقب همه رو رفتم که گفت خوب بریم حالا می خوام دخترارو سوار کنم ،اون قسمت که دخترا همه نشسته بودن یه ماشین بود که گفت برو ازش دوبل بگیر (لحظه حساسی بود جلو اون همه دختر ) یه دوبل تمیز گرفتم که کفش برید گفت برو پایین منم رفتم و از عقب ماشین رفتم که برم پیشش که اشتباه بود و باید از جلو میرفتم (چراشو نمی دونم) راستش من تعلیم که میرفتم طرف آشنا بود و روز اول همه چیزو ازم امتحان گرفت و بعد از اون من میرفتم دوساعت دور میزدم اونم واسه خودش رادیو گوش میداد اقا بگذریم طرف بهم گفت حالا ردت کنم با تندی و ابهت بهش نگاه کردم و گفتم برا چی،من که نمی دونستم
قبل اینکه چیزی بگه دخترا پشت سرم در اومدن گفتن وای نه توروخدا این پسره گناه داره ردش نکن و .... که قبولیمو زد و رو کرد به دخترا گفت بخواطر شما قبولش نکردما خودش کارش درست بود .
کل مسیر رو که داشتم میرفتم برگمو ببرم آموزشگاه نیشم باز بود (فکر کنم تا پس کلم رفته بود) و هر کی میدیم می دونست که قبول شدم اخ اخ یادش بخیر .
جدیدا می خوام برم گواهی نامه موتورم بگیر با اجازتون فقط 7ساله خودم موتور دارم و از قبلشم موتور سوار میشدم حالا جالبه یهو ردم کنه جالب تر اینه که منم بزارمش وسط با موتورم از روش رد بشم خخخخ
پ ن :راستی بعد قبولیم (همون روز)زن داییم بهم گفت یه دختره رو دیده و اون بهش گفته که فتل (اسم کوچیک من) هم قبول شده ها ازش مشخصاتش گرفتم نشناختمش نمی دونم راست گفت یا دروغ اما حدس میزنم یه دختره قد بلند بود اون باشه و اسمم حتما او ن سرکاره که ازم پرسیده فهمیده (این دختره با گروه ما نبود اما هر وقت میدیدمش داشت به من نگاه می کرد)
من همیشه تو کف می مونم ببینم زن داییم راست گفت یا نه آخه شدیدا ادم دروغ گویی هست که حالا براتون میگم

۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۴:۳۳ ۲ ۰ ۶۵

نظرات (۲)

  • بانوی شرقی
    جمعه ۲۲ تیر ۹۷ , ۱۵:۲۱
    چه خاطره جالبی
    چقد بدم میاد از ادمای دروغ گو 
    فک نکنم موتور سخت باشه


    تو قبول شدن عملی هم همون تجربه رانندگیت با ماشین های مختلف بی تاثیر نبوده ولی من که صفرم صفرررررر گاریم تاحالا نروندم :|
    خدا به خیر کند
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۲۲ تیر ۹۷، ۱۶:۱۳

      ممنون

      منم از ادمای دروغگو متنفرم البته همه متنفرن

      رانندگی بیشتر اعتماد بنفسه از نظزر من و پشت فرمون که نشستید اصلا نترسید چون قرار نیست اتفاق عجیبی رخ بده 

      ایشالا که قبولید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

یه پسر مثبت متولد 77 که تنهاست ودوستی نداره اینجا بی پرده می نویسم از روزهام از خوشی هام ودردهام و...
بنظرم گاها دوستای مجازی خیلی واقعی تراز دوستامون توی دنیای واقعی هستن
صبورم ، خوش خندم ، خوشحالم ، رویا پردازم (توی رویاهام زندگی می کنم)، عاشقم و....
از زندگی عقب افتادم اما هیچ وقت از زندگی و اهدافم دست نمیکشم