تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
روز نوشت های یک بچه مثبت تنها


بابام ورداشته بی خود و بی جهت به یکی گفته من میرم تهران ولی خودش میگه نگفته برای چی میرم که من باورم نمیشه تا حدودی

مادرمم قرار شد از یه خالم راهنمایی بگیره مثلا مشاوره مثلا دکترا داره اونم ورداشته به 3تا خاله دیگم گفته .

من که می خواستم بلیط ها رو لغو کنم اما مادرم نزاشت و ارومم کرد اما من خیلی نا ارومم و اعصاب خراب 


۲۷ تیر ۹۷ ، ۲۳:۱۵ ۲ ۱ ۸۱

نظرات (۲)

  • ربولی حسن کور
    پنجشنبه ۲۸ تیر ۹۷ , ۲۳:۰۷
    سلام 
    ای بابا حالا که اتفاقی نیفتاده 
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۳۰ تیر ۹۷، ۱۵:۰۶

      سلام 

      اره ولی قرار بود کسی نفهمه ، سر همین لجم گرفت

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

یه پسر مثبت متولد 77 که تنهاست ودوستی نداره اینجا بی پرده می نویسم از روزهام از خوشی هام ودردهام و...
بنظرم گاها دوستای مجازی خیلی واقعی تراز دوستامون توی دنیای واقعی هستن
صبورم ، خوش خندم ، خوشحالم ، رویا پردازم (توی رویاهام زندگی می کنم)، عاشقم و....
از زندگی عقب افتادم اما هیچ وقت از زندگی و اهدافم دست نمیکشم