تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
روز نوشت های یک بچه مثبت تنها


سلام
ببخشید که دیر دارم مینویسم راستش این روزا حوصله خودمم ندارم یا خوابم یا پای کامپیوتر اصلا نمیدونم زمان چطوری میگذره .
ما یه مستاجر داریم که طبقه بالای ما میشینه لامصب وضعیت مالیش توپه ها(علاوه بر مغازه دوتا دوتا خونه داره دیگه وضعیت مالی زنش بماند) ولی خیلی ادم پدر سوخته ای هست .
یه روز دم در وایساده بودم که دیدم یه دختر تقریبا لاغر اندام اما خوشکل(قیافش برام اشنا بود) درحال حرف زدن با موبایل از دم در ما رد شد هی می رفت و هی میومد که یهو دیدم از بالا در رو زدن (در باز بود و اونا نمی دونستن) دختره اومد از جلو من رد شد و رفت داخل حدس زدم دوست دختر یکی از پسرای مستاجرمون باشه ،این ماجرا چندین بار تکرار شد و هر سری من همون موقع دم در بودم
(از شانس اونا) .
روزی که قرار بود بریم تهران من لحظه اخر پریدم تو حمام تا یه دوش بگیرم (حمام ما یه دریچه کوچک داره که به اشپز خونه طبقه بالا وصله ) من همینجوری که در حال دوش گرفتن بودم صدای صحبتشون رو میشنیدم (صدای دختره رو شناختم و صدای پسر بزرگه رو هم شنیدم) که یهو دعوا بالا گرفت حالا چرا چون بهم شک داشتن و پسره می خواست گوشی دختره رو چک کنه و بلعکس، جرو بحث ادامه پیدا کرد تا که دختره از خونه زد بیرون .
گذشت تا روزی که از تهران اومدیم خواستم برم از بیرون برا نهار غذا بگیرم (ما 99%از دوتا رستوران غذا میگیریم) که من رفتم از اون رستورانی که از اشناهای دورمون میشه غذا بگیرم (اونا منو نمیشناسن ولی من اونارو میشناسم) وارد که شدم دختره پشت میز بود و سفارش میگرفت ،تازه دوزاریم افتاد که چرا قیافش واسم آشناس ولی دختره تا منو دید اصلا بروی خودش نیاورد اما بین اون همه مشتری سفارش منو زود تر گرفت البته با پرس و جوهایی که شد گفته شد دختره نامزد داره اما همیشه دیده شده وقتی هیچکس خونه پسره نیست دختره وارد میشه و تا قبل از اومدن بقیه جیم میشه .
خیلی بده ادم کاری کنه و اینجوری ضایع بشه البته اعتماد بنفس دختره خوب بود که اصلا به روی خوشم نیاورد ، انگار بار اولشه که منو میبینه.
امیدوارم من اشتباه کرده باشم .

درکل خانواده مشکوکی هستن یه شب بابام خواب بود و منم داشتم می خوابیدم که مادرم صدام زد گفت صدای در میاد دقت کردم دیدم یکی  با یه ریتم خاص و یواش در میزنه !!!!مادرم گفت یه سر برو دم در ببین کیه رفتم یهو یه زن 35-40سال دیدم که از روی حلقه توی دستش گفتم متاهل هست ساعت از 12گذشته بود(دقیق یادم نیست) بهش گفتم بفرمایید گفت بهم پول کمک کن  به مادرم گفتم گفت برو یه پولیش بده بیا و منم همین کارو کردم پشت بندش مرد مستاجرمون که تنها خونه بود(زنش کربلا بود) رفت بیرون منم بعد پول دادن از پشت پنجره اتاقم کوچه رو کشیک میدادم مرده کلا سرش تو ماشینش بود و خانومه هم همینطور وسط کوچه وایساده بود !!!بعد از چندین دقیقه زنه حرکت کرد به طرف سر کوچه و مرده چند دقیقه بعدش اومد داخل .

درکل خیلی مشکوک میزنن بابام می خواد بلندشون که قرار شده تا شهریور باشن 

۰۹ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۱ ۱ ۲ ۷۰

نظرات (۱)

  • Maryam
    سه شنبه ۹ مرداد ۹۷ , ۱۰:۱۸
    سلام 
    یعنی اون دوست دختر همسایه تون نامزد داره ؟ چه اپن مایند 
    اون خانم که اومده بود در خونه تون با مرد همسایه بالاییتون کار داشته ؟ باج خواهی از یکی دیگه ؟!!!! 
    چه مردمانی پیدا میشنا 
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۹ مرداد ۹۷، ۱۲:۴۷

      سلام

      طبق شنیده ها گفتن که نامزد داره  اما دقیق نمیدونم 

      بطور مشکوکی حس شد با مرده کار داره اما تا منو دید که رفتم خودشو زد اون راه که مثلا گداس !!!!! اخه بگو کی بعد از ساعت 12شب میره گدایی اونم یه زن !!! بعدشم که از پشت پنجره نگاه کردم در هیچ خونه ای رو نزد - بعد وقتی من رفتم دم در و به مرد مستاجرمون که اومده سوال میپرسه کیه میگم چیز خاصی نیست چرا دوباره باید بره دم در بعد با فاصله چند متری از هم چندین دقیقه وایسن !!!

      واقعا 

      ما این مستاجر سوممون بود اون دوتا عالی بودن اما اینا یجوری هستن من که از همون اولش مخالف بودم 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

یه پسر مثبت متولد 77 که تنهاست ودوستی نداره اینجا بی پرده می نویسم از روزهام از خوشی هام ودردهام و...
بنظرم گاها دوستای مجازی خیلی واقعی تراز دوستامون توی دنیای واقعی هستن
صبورم ، خوش خندم ، خوشحالم ، رویا پردازم (توی رویاهام زندگی می کنم)، عاشقم و....
از زندگی عقب افتادم اما هیچ وقت از زندگی و اهدافم دست نمیکشم