تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
روز نوشت های یک بچه مثبت تنها


من اشتباه متوجه شده بودم که تولدمو یادشون رفته
اونا تو فکرش بودن ، کیک رو بابام مخالفت میکنه واسه خرید (به دلیل نا سالم بودن) ، کادو هم هرچی نگاه کردن اخرش پشیمون شدن گفتن خودمم باشم حالا قراره برم خودم انتخاب کنم احتمالا بازم تی شرت می خرم باید خودمو با تی شرت خفه کنم شایدم یه شلوار لی دیگه که مد نظرمه رو بخرم نمیدونم البته حالا میرم جفتش بر میدارم .
برا خرید باید با ، بابای من (مامانم هم تو این زمینه خوبه ولی به پای بابام نمیرسه)برید میریم اونجا میگه کدوم میگم جفتش خوبه بینش موندم و اینا بعد بابام میگه خوب اقا دوتاش برمیداریم.
کلا واسه شب برنامه هایی داشتن اما بنده با انجام کاری خارج از برنامه و بدون اطلاع قبلی بهشون همه رو خراب کرده بودم که دست خودم درد نکنه.
در عوض امروز مامانم نهار غذایی که من خیلی دلم می خواستو درست کرده بود با ته دیگ ته چینی و سالاد و .... جاتون سبز خیلی خوش مزه شده بود در حد ترکیدن غذا خوردم

۱۶ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۱ ۴ ۶ ۷۸

نظرات (۴)

  • علامت سوال
    سه شنبه ۱۶ مرداد ۹۷ , ۱۶:۵۸
    خداروشکر یادشون نرفته بود(:
     
    +نوش جان...در حد ترکیدن😂
  • آقای برادر
    پنجشنبه ۱۸ مرداد ۹۷ , ۰۱:۰۳
    من که کل تولدمو نقدی حساب کردم:))
    پول کیک و شمع و هدیه رو گرفتم:))
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۱۸ مرداد ۹۷، ۱۳:۱۲

      :-) خیلی هم خوب دیگه هرکس یه نظری داره 

      من که با هدیه و اینا خوشحال تر میشم

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

یه پسر مثبت متولد 77 که تنهاست ودوستی نداره اینجا بی پرده می نویسم از روزهام از خوشی هام ودردهام و...
بنظرم گاها دوستای مجازی خیلی واقعی تراز دوستامون توی دنیای واقعی هستن
صبورم ، خوش خندم ، خوشحالم ، رویا پردازم (توی رویاهام زندگی می کنم)، عاشقم و....
از زندگی عقب افتادم اما هیچ وقت از زندگی و اهدافم دست نمیکشم