تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
روز نوشت های یک بچه مثبت تنها


اغا امروز تو جمعی بودیم اتفاقی افتاد واسه دندون یکی منم یاد دندون پزشکی رفتنم افتادم.
ابان و اذر بود که مادرم دندون درد شدیدی گرفت و بعد از پیگیری و درمانش شروع شد یکی یکی دندونای مادرم مثل دومینو درد گرفتن و چندتا از دندوناش رو درست کرد و یه چیزی حدود 8میلیون شاید کمتر یا بیشتر خرج برداشت. دیگه قبل از عید بود که بابام گفت شمام برید به دندوناتون برسید ، من کلا درحال مسخره کردن داداشم بودم و هی اذیتش می کردم و میگفتم تو رفتی برو بگو همه دندونام بکش و جاش یه دست دندون مصنوعی بزار نه نه خود دکتره همینو بهت پیشنهاد میده که با تذکر بابام اینا من کوتاه میومدم .
اقا روز موعود رسید رفتیم دکتر دندون داداشمو دید گفت خیلی خوبه و اگه بخواید یه مایع سفید هست میزنیم رو دندوناش تا پوسیده نشه که گفتیم باشه (یه میلیون گرفت) نوبت من شد رفتم گفت باید 8تا دندون پر کنی البته پوسیدگی سطحیه ،دود از سرم بلند اخه من از دندونام خیلی مراقبت می کنم اما خوب شده دیگه ولی خوب داداشم حسابی تلافی کرد و کلی مسخرم کرد . هر روز میرفتم و دوتاشو پر می کردم اونجا یه منشی داشت تقریبا سنش 38-42باید میبود خیلی خانم حوش اخلاقی بود باهمه شوخی می کرد و صحبت می کرد جدای از سنش یا جنسیتش اینو توی وحله اول فهمیدم خیلی برام جالب بود و خوشم اومد از اخلاقش اما چیزی که فکر می کردم و رفتارش بنظرم اشتباه اومد این بود که خوب شاید یکی که میاد دقت نکنه این خانم باهمه ابنجوریه و اشتباه برداشت کنه .
روز دوم که رفتم اولین مریض بودم اصلا صبحانه نخوردم (شدید بی میل بودم) رفتم بهم بی حسی رو که زد فشارم افتاد خانمه رفت برام اب قند اورد برا حل کردنش از ابسلانگ استفاده می کرد که اب قند طعم چوب گرفت و افتضاح بعدم بهم گفت تمیزه از استفاده شده ها نیست ، این افت فشار ما شد سوژه برای دکتر هر بار رفتم سر همین شوخی میکرد ولی واقعا خیلی بی مزه بود.
گذشت تا روز سوم رفتم یه تعداد مریض رفتن و منم منتظر نوبتم بودم که اقایی اومد و شروع کرد به تعریف و رفت پیش دکتر یه نگاهی بهش انداخت و اومد نزدیک ترین صندلی به منشی نشست و شروع کرد دوباره به تعریف و اخرش به اینجا رسید که از منشی پول دستی خواست و گفت با سود بر میگردونم (خودش وضعش خوب اینجور که فهمیدم) که یهو خانمه گفت اقای فتلیان این اسمش چیه گفتم نزول ، ربا گفت بله بعدم به مرده گفت که نه و این حرفا البته باشوخی و خوش اخلاقی جمعش کرد.
من رفتم بی حسی رو زدم و اومدم (اون دوتا تنها بودن ) بعد که نشستم یه چندثانیه بعد خانمه رو کرد به من و گفت میدونید اقای فتلیان من اخلاقم اینه که با همه شوخی می کنم و خوش اخلاقم و.... و اگه کسی برداشت بدی بکنه من خیلی خیلی بد اخلاق میشم و بد تر از خودم نیست جوری بر خورد می کنم که فلان و بیسار بشه و ادامه داد و بعد دوباره خوش اخلاق شد و شوخی و خنده (البته با دوز کمتر ) من تنها برداشتی که کردم این بود که روی صحبتش با اون مرده بود و بقول به در میگن که دیوار بشنوه بود اخه من اون دوروز نه رفتار بدی کردم حتی گاهی که تعریف می کردیم و گوشی رو که خواست براش درست کنم جوری رفتار کردم و نگاه کردم که برداشت اشتباهی نکنه حتی توی فاصله نشستن و غیره دلم نمی خواست فکر کنه ادم بیشعور و بی جنبه ای هستم سر دوتا شوخی و هم کلام شدن امیداورم همونجوری که من برداشت کردم باشه .

۲۶ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۰۵ ۷ ۲ ۹۰

نظرات (۷)

  • علامت سوال
    جمعه ۲۶ مرداد ۹۷ , ۱۶:۱۴
    اییی با ابسلانگ اخه:/ یه قاشق میاورد خب:/


    به نظرم بهتره با هرکسی گرم نگرفت:/
    بی جنبه زیاده. و خیلی چیزای دیگه 
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۲۶ مرداد ۹۷، ۱۶:۱۵

      لامصب حالم بهم زد تازه وقتی گفت تمیزه من بیشتر شک کردم

      بله دقیقا همینطوره

  • علامت سوال
    جمعه ۲۶ مرداد ۹۷ , ۱۶:۱۷
    دیگه بدونین تمیز نبوده هیچ...
    تو دهن ده نفر رفتهD:
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۲۶ مرداد ۹۷، ۱۶:۲۰

      اخ اخ یادم افتاد شدید چندشم شد 


  • فروزان علمشاهی
    شنبه ۲۷ مرداد ۹۷ , ۰۹:۳۵
    سلام داداش کوچولو
    قلم خوبی داری .فقط یکم تقویتش کن.نویسنده خوبی میشی.موفق باشی.
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۲۷ مرداد ۹۷، ۱۰:۰۶

      سلام 

      ممنون

      چشم  تو فکرشم 

  • مجهول الحال :)
    شنبه ۲۷ مرداد ۹۷ , ۱۱:۰۰
    فک نمیکنم منظورش شما باشه چون اختلاف سنیتون خیلی زیاده و دلیل نداره فکر بد کنه.
    البته با هرکسی شوخی نباید گرفت ممکنه برداشت بد هم بکنن نمیدونم.
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۲۷ مرداد ۹۷، ۱۳:۲۸

      من خودمم حدس زدم منظورش با اون مردس چون خیلی زود با زنه حس صمیمی شدن پیدا کرد 

      بله کاملا درسته 

  • لیمو جیم
    شنبه ۲۷ مرداد ۹۷ , ۲۳:۰۸
    من هم فکر میکنم با اوشون بوده نه شما
  • بانو ...
    دوشنبه ۲۹ مرداد ۹۷ , ۱۴:۰۶
    بله دقیقا با اون اقا بوده 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

یه پسر مثبت متولد 77 که تنهاست ودوستی نداره اینجا بی پرده می نویسم از روزهام از خوشی هام ودردهام و...
بنظرم گاها دوستای مجازی خیلی واقعی تراز دوستامون توی دنیای واقعی هستن
صبورم ، خوش خندم ، خوشحالم ، رویا پردازم (توی رویاهام زندگی می کنم)، عاشقم و....
از زندگی عقب افتادم اما هیچ وقت از زندگی و اهدافم دست نمیکشم