تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
روز نوشت های یک بچه مثبت تنها


من برای اولین بار به چالش دعوت شدم از طرف مجهول الحال عزیز و از همینجا ازش تشکر میکنم .
راستش من به کتاب خوندن علاقه دارم اما خوب یجورایی حسش نبود از وقتی که دیدم دوستان از کتاب هایی که خونده بودن می نوشتن و معرفی میکردن منم خوشم اومد و یجورایی قلقلکم داد در نتیجه اسم کتاب هایی که حس میکردم برام جالبه رو یاذاشت میکردم اما هنوز شروع نکرده بودم .
وقتی که به چالش دعوت شدم رفتم به کمد کتاب هامون سر زدم و دوتا کتاب دیدم خیلی وقت پیش خونده بودمشون شایدم یکم ناقص خونده بودم اما امروز دوباره خوندمشون و معرفیشون میکنم.
کتاب اول کتابی هست به نام چه کسی پنیر مرا جابه جا کرده که کتاب معروفی هست و به گفته خودش شهرتش بخواطر تغیری هست که در دیگران ایجاد کرده مثل چارلی جونز
امروز دوباره خوندمش و واقعا اشتباه های کارمو دیدم و دیدم که من همون شخصیت هم هستم و فهمیدم که باید دیدمو عوض کنم ، از تغیر نترسم ، با تغیرات منم تغیر کنم ، گذشته و منطقه امن خودمو رها کنم و....
واقعا داستان اموزنده ای داره با این که کوتاه هست اما پر از نکات ریز هست که باید بخونیدش و اونارو پیدا کنید
کتاب دوم از عشق باید گفت نام داشت که روایت همسر شهید اصغر جوانی بود ، جوان 22ساله ای که فرمانده سپاه بوکان بود که در 15و 18سالگی ازدواج کرده بودن و واقعا جالب بود این کتابو خالم بهم داد من نمی خواستم بخونم حس کردم جالب نیست اما وقتی شروع به خوندنش کردم تا اخر ادامش دادم (کوتاه هست) .
جالب ترین بخشش زمانی هست که دختر 15ساله خواستگاراشو رد میکنه اما از اصغر خوشش میاد و زمانی که اصغر ازش می خواد فکر کنه و جواب بده و یه برگ سوال هم بهش میده که جواب بده و سوالایی بس عجیبه .
زهرا 15سال داره اما واقعا دختر فهمیده ای هست و در کل روایت زیبایی بود.
با خوندنش باز سعی می کنم نگرشم نسبت به همه عوض نشه و بدونم این بین کسایی هم بودن که چقدر خوب بودن .
دیشب جایی بودم البته هنوزم هستم و با اقایی هم صحبت شدم و یهو دیدم کتابی از کیفش دراورد و شروع کرد به خوندن ازش اجازه گرفتم و کتابشو دیدم یه رمان بود بنام دختری در قطار ، عاشقانه و دلهره اور بود ،روش نوشته بود پر فروش ترین بوده توی 2015البته من خلاصه ای ازش رو خوندم اما بنظرم جالب نبود و در کل منو جذب نکرد
ببخشید اگه طولانی شد
من خیلی کسی رو نمیشناسم که دعوت کنم بعد یه سری هام دعوت شدن اگه دعوت کنم دوبار دوبار میشه پس هر کس که این پست رو می خونه اگه دعوت نشده از طرف من دعوته

۳۱ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۰۶ ۴ ۳ ۷۲

نظرات (۴)

  • فروزان علمشاهی
    پنجشنبه ۱ شهریور ۹۷ , ۱۷:۲۰
    سلام
    کتاب خوندن عالیه..کاش فرصتش برای منم پیش بیاد. من فعلا خودم دو تا کتاب نوشتم و امسال سال دومه چاپ میشه.
    تو وبلاگم یکیش رو معرفی کردم.
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۲ شهریور ۹۷، ۱۶:۰۱

      سلام

      چه عالی  دمتون گرم ایشالا که بتونم بخونمشون

  • فروزان علمشاهی
    جمعه ۲ شهریور ۹۷ , ۱۶:۱۸
    از سن شما گذشته.کتاب هام برای پایه اول دبستان هستن.
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۲ شهریور ۹۷، ۱۶:۳۹

      خخخخخ اره دیدم 

      خوب برا سن مام یه چیز بنویسید

  • مجهول الحال :)
    دوشنبه ۵ شهریور ۹۷ , ۲۲:۵۲
    ممنون که شما هم شرکت کردین.
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۵ شهریور ۹۷، ۲۲:۵۸

      خواهش میکنم 

      ممنون از دعوتتون 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

یه پسر مثبت متولد 77 که تنهاست ودوستی نداره اینجا بی پرده می نویسم از روزهام از خوشی هام ودردهام و...
بنظرم گاها دوستای مجازی خیلی واقعی تراز دوستامون توی دنیای واقعی هستن
صبورم ، خوش خندم ، خوشحالم ، رویا پردازم (توی رویاهام زندگی می کنم)، عاشقم و....
از زندگی عقب افتادم اما هیچ وقت از زندگی و اهدافم دست نمیکشم