تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
روز نوشت های یک بچه مثبت تنها


-یه مشتری بردم واسه خونه 3تا مرد چاق بودن گفتن می تونیم بریم رو پشت بامو هم ببینیم گفتم اره
گفتن راه داره گفتم اره گفتن از کجا بریم بردمشون تو حیاط گفتم از اون قسمت دیوار باید برین بالا گفتن مگه میشه!!!گفتم اره بابا کاری نداره و... یکم اوسکلشون کردم
»وسط نوشتن گوشیم زنگ خورد«
یکیشونم منو کشید کنار ازم قیمتو پرسید 100میلیون قیمتو بالاتر گفتم یهو چشماش چهارتاشد بعد گفتم نه فلانه
-من کلا ادم احساسی و رمانتیکی هستم و سریع اشکم درمیاد (البته فقط توی خونه تو اوج تنهاییم و شاید جلو مادرم) در کل تا صحنه ای رو ببینم و احساساتم تحریک بشه واقعا روم تاثیر میزاره عدالتو دوست دارم و سعی میکنم رعایتش کنم اما داشتم به این فکر میکردم که ایا با این احساساتم اگه قاضی میشدم می تونستم کارمو بخوبی انجام بدم شما فکر میکنید بتونید خوب قضاوت کنید!؟؟؟؟
-عصر بود پیش مادرم نشسته بودم ه یهو گفت می خوام برات وصیت کنم !!!خندیدمو گفتم اذیت نکن میدونی که ناراحت میشم حتی سر شوخیش گفت نه این واقعی هست من به چند نفر بدهکارم و یکی باید برام پرداختشون کنه اما تنها کسی که امینم هست تویی که می تونم اینارو بهش بگم از اول این تعریف من زدم زیر گریه و کلی گریه و مادرمم از گریه من گریه و هی ببخشید نمی خواستم ناراحتت کنم و ...
-من وقتی گریم میگیره بی صدا میشینم و از چشمام اشک میاد خیلی خیلی شیک البته شده که انقدر گریم گرفت که حق حق میکردم راسی شما چطوری گریه میکنید!؟؟؟
-راسی هروقت بخوام می تونم گریه کنم توانایشو دارم
-این روزا شدید کم حوصله شدم و حوصله هیچکسو ندارم
-یجورایی دیگه حس موندن تو خونه رو ندارم از کوچیک ترین صحبت بابام (حرفای عادیش)و کاریش کلافه میشم !!!بابت این کلافگی از دست خودم ناراحتم اما خوب هیچ برخوردی انجام ندادم خداروشکر که پشیمون بشم
-دیروز عصر رفتم خونه یکی از فامیلا والیبال بازی کردیم خیلی خوش گذشت ،خیلیا،حلقه زده بودیم و پاس کاری میکردیم هرکی خراب میکرد مینشست وسط و بقیه حین پاس کاری میزدنش یبارم قبلا باهاشون بازی کرده بودم که واقعا خوش گذشت البته حسابی هم توپ خوردیم دیشب یه توپ با چه شدتی خورد بین پهلو و کمرم درد گرفت نه اونقدر زیاد ولی اه بقیه رو در اورد مخصوصا عروس کوچیکه که هم سنیم!!!
-پری شب خونه همینا بودیم و صاحب خونه خاطره تعریف میکرد اینقدر خندیدیم که قشنگ پشت سرم و فکم درد گرفت
-دیشب یه اشنا پیدا کردم واسه دانشگاه دیگه اونجام خرم میره :-)
-بعضی وقتا امار بعضی پستام یهو فوران میکنه و زیاد میشه !!!!
-جدیدا مخصوا امروز چندین نفر بهم گفتن چقدر هیکلت خوبه و تعریفم کردن من بسی خر کیف گشتم حتی کسایی هم نمیشناسنم بهم گفتن باشگاه میری !!! ولی تا اطلاع ثانوی باشگاه رفتنم تعطیله
-نتایج ازادو نزدن پس هنوز تصمیم قطعی نگرفتم برا
رفتنم هیچ امادگی برا دانشگاه رفتن ندارم !!!نه جایی گرفتم نه وسیله ای و نه حتی خریدی واسه خودم
-چندوقته هر بار به وبم سر میزنم امار وب میگه دونفر حاضرن تو وب !!!!

۲۴ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۳۸ ۶ ۳ ۹۲

نظرات (۶)

  • ملینا ...
    شنبه ۲۴ شهریور ۹۷ , ۱۵:۵۷
    دوباره خیلی طولانی شد و نفس گیر :'(

    اومم میتونم قاضی بشم 

    فقط صورتم قرمز میشه و از چشمم اشک میاد 
    بیش تر گریه هام هم با یه لبخند کوچولو همراه:)
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۲۴ شهریور ۹۷، ۱۶:۰۷

      بازم ببخشید خوب اتفاقا زیاده چه کنم 

      واقعا !!!من میترسم از اینکه یهو اشتباه قضاوت کنم 

      شمام پس شیک گریه میکنید  :-)

  • banooye bahar
    شنبه ۲۴ شهریور ۹۷ , ۱۷:۲۶
    من اشک از گوشه چشمام میاد بعد پنج دقیقه صدام به گریه اضافه میشه 


    فکر کنم شما مشتریای خونه رو میپرونید نه ؟
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۲۴ شهریور ۹۷، ۱۹:۱۲

      چه باحال :-)

      نه این یکی رو دیدم باحلاشون حال نکردم یکم اسکلشون کردم وگرنه اصلا ادم اهل اسکل کردن دیگران نیستم خیلی خیلی کم پیش میاد اینکارو کنم

  • Stella bianca💫
    شنبه ۲۴ شهریور ۹۷ , ۲۳:۱۳
    من مثل همون بچگیام اول چشمام و نوک بینیم قرمز میشه بعد حلقه اشک توی چشمام میریزه پایین... گوله گوله جاری میشن و میغلتن رو گونه هام... خیلی اروم :/
    اقای فتل!کم این ملت و اذیت کن :|
  • F.KH
    يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ , ۰۰:۳۶
    به نظرم حتی وقتی بزرگ بشم هم صلاحیت قضاوت کردن رو ندارم.
    منم دوس دارم وصیت کنم ولی یه مشکلی هست.اموالی که مال خودم باشه ندارم.
    چرا ما هیجا کسی رو نداریم واسمون پارتی به ی کنه.
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۲۵ شهریور ۹۷، ۰۱:۰۵

      قضاوت واقعا کار سختیه 

      منم دلم می خواد وصیت کنم ولی منم چیزی ندارم 

      کار خوبه خدا درست کنه ... خودش بهترین پارتیه

  • غلامرضا ...
    يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ , ۱۰:۵۱
    سلام...
    حالا مبایعه نامه نوشتی؟ انشالله که نتیجه آزاد اونی که میخواهی بشه.
    یاعلی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

یه پسر مثبت متولد 77 که تنهاست ودوستی نداره اینجا بی پرده می نویسم از روزهام از خوشی هام ودردهام و...
بنظرم گاها دوستای مجازی خیلی واقعی تراز دوستامون توی دنیای واقعی هستن
صبورم ، خوش خندم ، خوشحالم ، رویا پردازم (توی رویاهام زندگی می کنم)، عاشقم و....
از زندگی عقب افتادم اما هیچ وقت از زندگی و اهدافم دست نمیکشم