تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
روز نوشت های یک بچه مثبت تنها


این هفته رکورد زدیم و کلا سر دوتا کلاس رفتیم با اجازه گلتون .
قرار بود و منو دوستم با هم یه خرید بریم که جور نشده بود البته منم دیگه نگفته بودم تا دوشنبه که یهویی حرف خرید شد و گفتم من خرید لازمم حتما یه وقت بزار بریم خرید که گفت می خوای همین حالا بریم ؟ گفتم اره چرا که نه همین بین افسون گفت قضیه خرید چیه !؟ دوستم گفت فتل می خواد بره خرید که افسون گفت منم میام ! دیگه همینجور همینجور پنج تا از دخترا افتادن دنبال ما و اومدن ، نکته جالبش این بود که فرداش همه میان ترم داشتن!!! .
رسیدیم مرکز خرید اول رفتن واسه خودشون انگشتر و گوشوار و... خریدن بعد نوبت رسید به من ، گله ای میریختیم تو مغازه ها و هر کدومشون یه لباس میاوردن و میگفتن بپوش و منم هی لباس تن میزدم یکی میگفت خوبه یکی میگفت نه این بین با لباسایی که پرو کرده بودم ازم عکس میگرفتن بعد یهو همه میپریدن جلوم و باهام جدا تو تو تیپ های مختلف عکس میگرفتن یا دسته جمعی عکس میگرفتن که یه داستانی بود البته این مغازه اولی مغازه دوست دوستم بود و بنده خدا چیزی نگفت و اخرشم فقط یه شلوار ازش خریدم .
بعدشم دوتا مغازه رفتیم و برام کفش پسند کردن دیگه بعد خرید کفش همه در حال ضعف بودیم که رفتیم نهار خوردیم بعد نهار هنوز تو این مغازه و اون مغازه دنبال لباس بودیم که من به هوای یه سویشرت رفتم تو یه مغازه که دوستم یه کاپشن چرم پوشید به واسطه اون منم پوشیدم که یهو بچه ها گفتن وای چه خوبه و اینا که بعد یه سری پرو دیگه یه کاپشن چرم مشکی هم برداشتم برا حساب کردنش همه لطف کردن چونه زدن که یکی از دخترا گند زد به چونه زنیم و با چونه زنی خودم 48 تومن ازش تخفیف گرفتم (شاه کار تخفیف اخرم :به ازای هر دانشجو 1000تومن) اینجا دیگه پول من ته زده بود 600 تومن خرج کرده بودم و صدو خورده ای دیگه بیشتر نداشتم که دیگه نوبت خرید افسون شد و بالاخره بعد کلی پرو و نظر دادن فقط یه شلوار خرید (نظر و سلیقه لباسیش با من خیلی متفاوته ولی قرار شده یبار باهام بیاد خرید و کل لباسامو با سلیقه اون بخرم ) بعدشم که ف با ماشین رسوندمون تا ایستگاه اتوبوس و گروه گروه جدا شدیم ولی در کل روز فوق العاده ای بود و بسی خوش گذشت ، سلیقه هاشونم خوبه حتما سری های بعدم با خودم میبرمشون هرچند که جیگرمونو خون میکنن ولی هم خوش میگذره هم لباسای شیک میگیرم .
**الف چقدر تو ایینه این مغازه ها از خوش عکس گرفت
**چقدر تو خریدم حساس بودن و جدی برام لباس انتخاب میکردن و چقدر برام جالب بود که رنگ بندی لباسام رو داشتن و اینکه به کدوم لباسم چی میاد ، بیشتر چی می پوشم و...
**چقدر ما احمق بازی درمیاریم و این دیونه بازی ها در همه حال و همه جا چقدر خوبه

۰۸ آذر ۹۷ ، ۱۵:۵۸ ۲ ۳ ۷۹

نظرات (۲)

  • مسیو ..
    پنجشنبه ۸ آذر ۹۷ , ۲۰:۳۴
    استادمون میگفت برای خرید با خانم ها  برید که جزءی نگر هست و لباس های خوبی هستن...
    • author avatar
      فتل فتلیان
      ۸ آذر ۹۷، ۲۱:۴۷

      اره واقعا درست گفته 

      خیلی خیلی جزءی نگرن

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

یه پسر مثبت متولد 77 که تنهاست ودوستی نداره اینجا بی پرده می نویسم از روزهام از خوشی هام ودردهام و...
بنظرم گاها دوستای مجازی خیلی واقعی تراز دوستامون توی دنیای واقعی هستن
صبورم ، خوش خندم ، خوشحالم ، رویا پردازم (توی رویاهام زندگی می کنم)، عاشقم و....
از زندگی عقب افتادم اما هیچ وقت از زندگی و اهدافم دست نمیکشم