تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
روز نوشت های یک بچه مثبت تنها


سلاام سلااام 

حال شما احوال شما ، میدونم که بدقولی کردم و نیومدم بنویسم اما خب یه بخشش شد اون مشغولیته و اون حسش نیسته ولی خب کلی چیز میز جدید دارم که براتون بیام تعریف کنم نشستم برا خودم برنامه ریختم گفتم روزی نیم ساعتم باید برا بیان باشه اصن😁😎

 و اما یاری رسانی به فتل آی خونه دار و بچه دار زنبیلو بردار بیار در اینجا فتلیست نیازمند به یاری رسانی جهت حل کردن سوالات فیزیک😐😂 کسی در این جا هست که به یاری او شتابیده و بهش کمک کنه ایا !؟ پیشاپیش از همکاری شما متشکرم 

بچه میشه لطفا هرکسی میتونه کمک کنه بهم کامنت بده خیلی مرسیی  


۰۰-۶-۰۵ ۸ ۴ ۸۴

۰۰-۶-۰۵ ۸ ۴ ۸۴


بازگشت همه به بیان است طبق یه سوره جدید که خودم یوهو بهم الهام شد (نه که بنده ویژه خدام 😂😎) میگه البازگشتو من البیان  هل ... آیا نمی خواهید ایمان بیاورید ؟! 

خیلییی دلم تنگ شده بود از یه زمانی به بعد(خیلییی وقته ) کلا انگیزم پرید و همچی بگی نگی رفتم تو ترک ، ترک کردنم که دیدین چقده سخته ، منم همچی ضعیف النفس شدم و با کماال میل برگشتم به آغوش بیان (بغلاتونو وا کنید براما 😂)(از اتاق فرمان اشاره شد به کرونا 🥺)

الانم دیگه بسکه موهام شروع کرده و ریخته پاشدم اومدم دکتر و دارم تو مطب براتون پست مینویسم دعا کنید فتلتون کچل نشه 🥺 

این متن فقط جهت اعلام حظور بود تابدونید اگه ظهور ندارم ولی حضور دارم  بعد میام  خوشکل مشکل واستون می نویسم و ایشالا تند به تند پست بزارم 

پ ن : نشد تو مطب اپلود کنم یه اتفاق جدیدم افتاد 😂 من با یه ماشین اداری بودم اومدم جا بجاش کنم یکی پرید اومد که اقاا توروخداا ماشینمو نببر یه نگاش کردم گفتم ماشینت 😐 اینکه برا ماست منم که کاری به ماشین تو ندارم (پشت ماشین ما چسبونده بود ) گفت یعنی نمی خوای ماشینمو ببری پارکینگ !!!!!؟ گفتم نه اخه اصن چجوری باید ببرم ماشینتو 😕 دیگه عذر خواهی کرد و رفت و با خودش می خندید  کلا حرکاتش اینجوری بود که فک کنم یه چیزیش میشد 😂🤦🏻‍♂️

پ ن : جا اونایی که رفتنم کلیی خالیه 🥺 نرید لعنتیا

شبتون رنگی رنکی 😍❤ 

 


۰۰-۵-۲۵ ۷ ۱۰ ۶۸

۰۰-۵-۲۵ ۷ ۱۰ ۶۸


یعنی من هرچی از تنبلی بابام بگم کم گفتم

البته داداشمم دقیقا رو بابام رفته و تنبلاا

کلا روزای تعطیل و اینا که بابا ۲۴ خوابه و استراحت بهشم که میگی میگه من زحمتامو کشیدم و... 

اون روز به اتفاق همه تا ساعت ۱۰-۱۱ خواب بودیم مامان پاشد لباس چرکامون جمع کرد ریخت تو ماشین لباسشویی  که بشوره و باز خوابید 😂 من پاشدم برم بیرون چیزی بخرم و برگردم که دیدم صدا خاموشی ماشین اومد ولی سریع خدافظی و پریدمو رفتم ، در واقع در رفتم 😂

حالا من کارامو کردم و بازگشتم دیدم مامان که خوابه هنوز بابا و داداشم رو مبلا لم دادن و سرشون تو گوشی تا پامو گذاشتم داخل بابا گفت فتل ماشین همی الان خاموش شد برو لباسا بنداز 😐😂 من کلی کولی بازی که دیگه خودش قبول کرد و پوکیدیماا ولی باز منو فرستاد لباسارو پهن کنم 🥺😂

بزارید از این دل خون شده چیزی نگم 😂😂😂

 


۰۰-۳-۰۲ ۳ ۹ ۱۶۵

۰۰-۳-۰۲ ۳ ۹ ۱۶۵


بزرگ ترین دروغتون چی بوده !

البته میدونید بنظرم بزرگ ترین دروغ اون میشه که ادم به خودش دروغ بگه ! ولی بزرگ ترین دروغتون به دیگران چی بوده !!؟

مال من دروغام خیلیی بزرگ بوده بنظرم ، چیزیو که خودمم به تهش امید نداشتم میگفتم درست میشه اونم با اعتماد زیاد ، به کسی که قول دادم اگه یه روز عاشق شدم اون اولینی باشه که بدونه هرچندبار پرسید بهش گفتم نه ! به اونی که بهم گفت بهم فکر میکنی هنوزم  گفتم نه ...😑🥺

بعضی دروغا راحت فراموش میشه ولی  بعضیاشم فقط از تو می خورنت اینکه تا چه موقع  هم مشخص نمیکنه شاید تا اینکه از پا دربیای و تامام 

ادم که دلش نمی خواد دروغگو باشه بعضی وقتا مجبوره😑


۰۰-۱-۱۱ ۷ ۹ ۱۹۳

۰۰-۱-۱۱ ۷ ۹ ۱۹۳


سال نو با یکم تاخیر مبااارک براتون کلییی آرزوی خوب دارم 😍

دوساله اصلا حالو هوای عیدو حس نمیکنم 🥺

دو سه روز آخرو کوزت گری میکردم تو خونه 😂 و به لطف عید اتاق منم مرتب شد بالاخره البته ظاهر و زیر میراش وگرنه داخل کمد و کشوهارو دستم نزدم هرچیم بود چپوندم توشون بره 😂 پردمو هم هنوز حوصلم نشده وصل کنم 🤦🏻‍♂️

ساعت ۱۲ شب تصمیم گرفتم زیر تختو هم یه تمیز کاری بکنم ، یه قسمت تختم که ثابته با کشو هاش ولی اون قسمت دیگه میشه دراورد البته دونفره ولی من یه نفره با دهن سرویسی های فراوان انجام داده بودم ، اون شبم تصمیم گرفتم خودم انجام بدم 🤦🏻‍♂️ و بله اون قسمت در رفت و یه صدای بلند تاااق ، مامان از پایین گفت چی بود اینقدر صدا بلند بود ولی من گفتم هیچی نشد ولی اون صدا له شدن انگشت من بود که هنوز درده 🤦🏻‍♂️

عیدی رو قبلش گفته بودنا ولی یادشون رفت و منو داداش هنوز منتظر که یادشون بیاد 😂

صبح روز عید ما همه تا ۱۰ اینا خواب بودیم دیگه یه تمیز کاری اخر و اماده شدیم نشستیم پا سفره ، حالا سبزی پلو ماهی که قرار بود درست بشه که کنار نشستیم ملکه گدایان دیدن وقتی پاشدیم ساعت ۴ بود همه هم گشنه 😂 من تخم مرغ ساده با گوجه خام از منو انتخاب کردم ، داداش املت،  بابا و مامان املت که هم نخوره 😂


۰۰-۱-۰۱ ۳ ۵ ۱۴۰

۰۰-۱-۰۱ ۳ ۵ ۱۴۰


۱ ۲ ۳ ۴ ۵

یه پسر مثبت متولد 77 که تنهاست ودوستی نداره اینجا بی پرده می نویسم از روزهام از خوشی هام ودردهام و...
بنظرم گاها دوستای مجازی خیلی واقعی تراز دوستامون توی دنیای واقعی هستن
صبورم ، خوش خندم ، خوشحالم ، رویا پردازم (توی رویاهام زندگی می کنم)، عاشقم و....
از زندگی عقب افتادم اما هیچ وقت از زندگی و اهدافم دست نمیکشم